تبلیغات
همه چیز - با پیامك امر به معروف كن!
 
همه چیز
از اسمش معلومه همه چی توش هست!فقط باید بگردی...
درباره وبلاگ


...:بسم الله الرحمن الرحیم:...
به بزرگترین مرجع همه چیز خوش اومدین.
ما همه چیزیم!تا بی نهایت.....
نظر از شما دلگرمی از ما
هدف ما همه چیز است،،،همّه چیز!تابی نهایت.....
ما را با نظراتتان همه چیز تر كنید...
در هر زمینه هم نویسنده میپذیریم فقط كافیه از هر طریقی كه میخواید بگید تا رمز و...رو براتون ارسال بشه.
سایت ما در قبال كد های مخفی هیچ مسئولیتی را نمی پذیرد.
ما را لینك كنید و به ما اطلاع دهید تا لینك بشید
كپی برداری از مطالب سایت فقط با ذكر نام سایت مجاز می باشد.
همه چیزیم . . .


تا بی نهایت.....!

پنجشنبه 9 بهمن 1393 :

امر به معروف و کار فرهنگی با پیامک!

امر به معروف


در زمانه‌ای که امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یک واجب در حال فراموشی است، به نظر می‌رسد روش‌های غیرمستقیم مانند ارسال پیامک و حتی ایمیل می‌تواند در برخی امورات، راهگشا باشد!


پلان اول:

نزدیکی‌های نماز مغرب بود، حول و حوش یک ساعت مانده. سوار اتوبوس شده بودیم و منتظر تا به حرکت در آید. یک ربع بعد ماشین حرکت کرد. هنوز چند دقیقه‌ای از حرکت نگذشته بود که راننده برای رفاه حال مسافران، سیستم صوتی خودرو را روشن کرد!

خواننده‌های آنطرف آبی، اعم از ترکی و فارسی شروع به خواندن کرده بودند که سر و کله خواننده‌های زن نیز به وسط آمد. از همان ابتدا خواستم تذکر بدهم که یا خاموش کند یا موسیقی مجاز بگذارد. هرچه فکر کردم روش درستی به ذهنم نرسید. از واکنش راننده و برخی مسافران موافق او نیز نگران بودم، به ویژه اینکه همسرم نیز همراهم بود.

با نزدیک‌شدن به اوقات نماز نیز بر حساسیتم اضافه شد و خدا خدا می‌کردم تا راه حلی جلوی پایم بگذارد. در همین فکر و خیال بودم که شماره تماس روی شیشه، نظرم را جلب کرد و کنارش نوشته بود «دربست». به ذهنم رسید که این شماره راننده است، پس بهتر است پیامکی برایش ارسال کنم. متنی به این مضمون ارسال کردم: «سلام آقای راننده، خداقوت، خسته نباشی، در لحظات روحانی نماز مغرب هستیم، بهتر نیست ضبط را خاموش نمایید؟»

چند ثانیه‌ای طول نکشید که صدای تلفن همراه آقای راننده بلند شد، آن را برداشت و پیام را خواند و بدون هیچ عکس‌العملی، ضبط را خاموش کرد و دیگر تا پایان مسیر، روشن نکرد.

حجاب

پلان دوم:

چند روز پیش در صف نانوایی منتظر بودم که تصویر چند جعبه در ویترین مغازه اسباب‌بازی‌فروشی، نظرم را جلب کرد. جعبه‌های استخر بادی بچه‌ها بود که از خارج وارد شده و روی آن، عکس استخر به همراه بچه‌ها و مادرشان به صورت نیمه‌عریان درج شده بود.

متوجه شدم تقریباً تمام افرادی که ایستاده‌اند، به این تصویرها نگاه می‌کنند. ناراحت شدم، خواستم به فروشنده بگویم، اما از واکنش احتمالاً منفی او واهمه داشتم.

ناگهان یاد تجربه قبلی افتادم و به تابلوی مغازه نگاه کردم. خوشبختانه شماره موبایلش را هم نوشته بود. بلافاصله گوشی را از جیبم در آوردم و یک پیامک فرستادم: «سلام، خداقوت؛ فکر نمی‌کنی اگر به جای گذاشتن جعبه‌های استخر بادی با این عکس‌ها، روی یه کاغذ می‌نوشتی استخر بادی موجود است، خدا راضی‌تر بود؟»

فردا که دوباره به صف نانوایی رفتم، دیدم که جعبه‌ها نیست و از این بابت، خدا را شکر کردم.

*****

نتیجه:

در زمانه‌ای که فسادها و بی‌حرمتی‌ها در حال علنی‌شدن هستند و امر به معروف و نهی از منکر نیز به عنوان یک واجب در حال فراموشی است و اکثریت ما به خاطر برخی ملاحظات، امکان بیان و تذکر نداریم، به نظر می‌رسد روش‌های غیرمستقیم مانند ارسال پیامک و حتی ایمیل می‌تواند در برخی امورات راهگشا باشد.

 

نظر شما کاربران عزیز در مورد این شیوه‌ امر به معروف و نهی از منکر چیست؟







نوع مطلب : فیلم,عكس,سایر موارد، 
برچسب ها : همه چیزستان، همه چیز، داستان، حکایت،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.